close
تبلیغات در اینترنت
8 تهدیدحوزه فرهنگ وهنراستان
بیرجند خبر

پشتیبانی آنلاین

تقویم شمسی

تبلیغات

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 2
  • بازديد امروز : 165
  • بازديد ديروز : 39
  • آي پي امروز : 21
  • آي پي ديروز : 19
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 0
  • بازديد هفته : 165
  • بازدید ماه : 2,261
  • بازدید سال : 34,149
  • كل بازديدها : 100,591
  • ای پی شما : 3.80.177.176
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 0
  • كل مطالب : 268
  • كل نظرات : 1
  • امروز : دوشنبه 19 آذر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آخرین عناوین

در گفت وگو با مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد

قاسمی-خراسان جنوبی مانند دیگر نقاط کشور از آسیب های فرهنگی رنج می برد همجواری با افغانستان، نزدیکی با پاکستان و پایبند نبودن این کشور به برخی قوانین بین الملل، نگاه های سیاسی به فعالیت های فرهنگی، موضع گیری های بی مورد و گاه سلیقه ای به مقوله فرهنگ و... بخشی از 8 تهدید حوزه فرهنگ و هنر خراسان جنوبی است.
 مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با بیان این مطلب می گوید: نزدیکی مذهبی و جغرافیایی با کشور جنگ زده افغانستان و به ویژه 465 کیلومتر مرز مشترک با این کشور به طور قطع تاثیرات خاصی بر فرهنگ استان دارد برای مثال برخی آثار در کشور  به چاپ نمی رسد اما آن طرف مرز چاپ شده و این طرف توزیع می‌شود.
به گفته وی، آن ها قائل به رعایت مفاد قانونی نیستند و کتاب هایی را که مجوز نمی گیرد آن طرف مرز منتشر می کنند.
او نزدیکی با پاکستان و پایبند نبودن این کشور به برخی قوانین عرف وبین الملل را از دیگر تهدیدها در حوزه فرهنگ استان بیان می کند و ادامه می دهد: هرچند مرزی با این کشور نداریم اما آسیب های فرهنگی آن ها همچنان وجود دارد در حالی که هر دو کشور می توانند از محصولات فرهنگی یکدیگر برخوردار شوند اما متاسفانه در این کشور همسایه سی دی و فیلم های غیرمجاز تکثیر و فراوان یافت می شود و بدون مجوز وارد کشور و استان شده و استفاده می شود.
موازی کاری دستگاه های فرهنگی
 وی از موازی کاری دستگاه های فرهنگی هم به عنوان یک تهدید نام می برد و توضیح می دهد: این مسئله اتلاف وقت، نیروی انسانی و هزینه را به دنبال دارد و بیش از 20 دستگاه هستند که حتی اگر نام فرهنگی نداشته باشند اما کار فرهنگی انجام می دهند.
«محبی» گفته اش را تکمیل می کند و می گوید: چنانچه این دستگاه ها مدیریت یکپارچه و متمرکزی داشته باشند نتیجه کارشان بهتر خواهد بود، برای مثال در یک مناسبت خاص این دستگاه ها می توانند هم پوشانی و همکاری کنند نه این که هر کدام چند کار متفرق انجام دهند، اگر همه یک کار متمرکز انجام دهند تا از ظرفیت همه دستگاه ها استفاده شود برنامه مورد نظر به خوبی عملی می شود.
جوانان و اشتغال کاذب
روی آوردن جوانان به اشتغال کاذب در دهه اخیر از دیگر تهدیدهایی است که وی به آن اشاره می کند و می گوید: برخی کارها می تواند آسیب فرهنگی شود، برای مثال به جای این که جوانان به پیشینه فرهنگی و کارهایی در این زمینه توجه کنند و آن را ادامه بدهند متاسفانه بیشتر به تجددگرایی، شغل های جدید و کاذب روی می آورند. به گفته وی، این مشکل به ویژه در شهرها و با افزایش مهاجرت روستاییان دیده می شود که خود آسیب های فرهنگی دیگری مانند حاشیه نشینی و... را به دنبال دارد و این معضل به دلیل تعریف نشدن فضای کار برای این افراد پیش می آید و باعث می شود به طرف مشاغل کاذب روی آورند.
او  ورود محصولات غیر فرهنگی ارزان قیمت برای تخریب فرهنگ اصیل ملی و مذهبی منطقه را از دیگر موارد عنوان می کند و توضیح می دهد: مصداق اصلی این مورد در بررسی مراکز عرضه محصولات فرهنگی دیده می شود و متاسفانه در بحث کپی رایت در کشور اهمیتی داده نمی شود درحالی که باعث صیانت از اثر فرهنگی می شود.وی می افزاید: در حوزه کتاب هم خیلی از مطالب بدون منبع و عنوان استفاده و در حقیقت زحمت نویسنده اثر پایمال می شود و در این حوزه هم آسیب های جدی وجود دارد که باعث کم شدن تالیفات می شود.
«محبی» پایبند نبودن متخلفان به حق کپی رایت و رعایت حق تالیف را باعث ضربه خوردن مباحث فرهنگی می داند که باعث می شود افراد کمتر به مسائل فرهنگی توجه کنند زیرا این بخش ها دیربازده است و برخی هم بدون زحمت با اقدام هایی مانند خرید و فروش پایان نامه و... باعث آسیب فرهنگی می شوند.
موضع گیری سلیقه ای
 ششمین تهدید فرهنگی که «محبی» به آن اشاره می کند موضع گیری های بی مورد و گاه سلیقه ای نسبت به این حوزه است در حالی که مقوله فرهنگ کاملا تخصصی است و باید متخصصان وافراد صاحب نظر در آن وارد شوند البته منظور فرهنگ به معنای عام و نه خاص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
 بنا بر توضیح وی باید نگاه به مواضع فرهنگی هم با نگاه سیستماتیک و تخصصی باشد نه این که هر کسی به سلیقه خود عمل و تعریف کند. بزرگ ترین آسیب فرهنگ این است که با سلیقه خودمان آن را تعریف و فرهنگ ناب و اصیل را به نفع خود مصادره و به جامعه ارائه کنیم.به گفته وی، نگاه به حوزه فرهنگ باید تخصصی باشد و نباید اجازه داد فرهنگ اصیل و خودی با فرهنگ‌های وارداتی  آمیخته و یک مخلوط بی ریشه به جامعه تحویل شود، باید فرهنگ اصیل و ناب حفظ وبه نسل های بعد منتقل شود.
نگاه سیاسی به فرهنگ
این مدیر کل نگاه های سیاسی به فعالیت های فرهنگی را هم تهدید دیگری مطرح و تاکید می کند: نمی توان گفت فرهنگ با سیاست کاری ندارد چون بخش هایی از فرهنگ و سیاست از یکدیگر وام می گیرند و بده و بستان هایی با هم دارند اما در مجموع در برخی جاها نباید فرهنگ آنچنان سیاسی شود که متولیان از کار فرهنگی گریزان شوند یا سیاستمداران ما کار فرهنگی انجام دهند که نتیجه مشخصی نداشته باشد.
 به نظر وی نباید طوری شود که سیاست و فرهنگ از هم جدا باشد، یک حدود و صغور باید رعایت شود، در بخش های فرهنگی، حضور سیاست درحد نیاز و مقدورات باشد وبه اصطلاح عام نباید فرهنگ سیاست زده شود. نیروهای فرهنگی روحیات، ظرافت ها و حساسیت هایی دارند که در صورت آمیخته شدن با سیاست شاید از مقوله فرهنگ فاصله بگیرند.
دخالت دستگاه های غیر مرتبط
دخالت دستگاه های غیر مرتبط در امور فرهنگی تهدید بعدی است که محبی از آن نام می برد و تصریح می کند: برخی دستگاه ها کار فرهنگی انجام نداده اند و سابقه فرهنگی هم ندارند حتی باکار فرهنگی آَشنا نیستند اما بودجه های خوبی در این زمینه دارند که با آن کار فرهنگی را ناقص انجام می دهند و خروجی کار آن ها نیز فرهنگی نیست. به عقیده وی، باید کار فرهنگی توسط دستگاه های متولی و متخصص در این زمینه انجام شود که جنس کار را می شناسند همان طور که چاقو در دست جراح بیمار را نجات می دهد اما چنانچه در اختیار فردی جانی باشد می تواند آدم بکشد و به همین طریق باید کار فرهنگی را به متخصص آن سپرد تا مانع بروز اتفاقات ناگوار فرهنگی شود.به گفته وی، وقتی فرهنگ از مسیر اصلی خود منحرف می شود که متولیان اصلی آن با بخش های فرهنگی آشنا نباشند.
چند راهکار
 او راهکارهایی هم برای کاهش اثر تهدیدات پیشنهاد می دهد: فرهنگ اصیل و بومی ایرانی اسلامی هیچ کم ندارد که سراغ فرهنگ بیگانه و غیر بومی برویم و واردات آن ها فرهنگ اصیل ما را استحاله کند، آن زمان اتفاقات ناگوار پیش می آید زیرا رسوخ فرهنگ همیشه خیلی آهسته است بدون آن که جوامع و بخش ها متوجه شوند تاثیرات خود را می گذارد.
«محبی» توصیه می کند: برای پاسداری و حمایت از فرهنگ خودی که شالوده و پایه اصلی جامعه است باید سنت ها و فرهنگ پیشینیان حفظ شود و نباید اجازه دهیم که فرهنگ های غیر بومی به راحتی به کشور ورود کند.
 او برنامه ریزی در فضای مجازی را توصیه و تاکید می کند: فضای مجازی بین خانواده ها رسوخ کرده و بدون آن که متوجه باشیم آسیب های اجتماعی آن مانند طلاق، روابط نامشروع و... اتفاق می افتد و این یک اشکال است که ابتدا صنعت وارد کشور می شود وبعد از آن فرهنگ استفاده می آید.  به نظر وی، فرصت هایی که در فضای مجازی وجود دارد در حال تبدیل به تهدید است و باید با همکاری همه دستگاه ها در مورد آن برنامه ریزی شود. برای مثال باید در مرحله اول تولید محتوا افزایش یابد تا در مقابل فرهنگ وارداتی بتوان مقاومت کرد.
استفاده از نخبگان و صاحب نظران به منظور تولید محتوا برای جوانان توصیه بعدی است تا مشکلات یاد شده به وجود نیاید.
«محبی» توجه به نیازهای روز مطابق با فرهنگ بومی و ملی از جمله مد را هم پیشنهاد می دهد و می گوید: کار گروهی به همین منظور تشکیل شده و باید از همه ظرفیت ها و امکانات استفاده و مدل های ایرانی اسلامی در نمایشگاه ها عرضه شود نه مدل هایی که با فرهنگ ما بیگانه هستند.
وی نشست های تخصصی و پاسداشت بزرگان را هم از دیگر اقدام ها عنوان می کند که باعث ایجاد روحیه در نسل جوان   و مانع از خودباختگی می شود و جوانان با پیشینه و مفاخر آشنا می شوند و به آن ها افتخار می کنند. به گفته وی، حتی پرداختن به موسیقی اصیل منطقه و فولکلور باعث می شود جوانان با موسیقی بومی خود آشنا شده و دنبال رپ، جاز و... نباشند، زمانی کم کاری کردیم و جوانان حالا خلاءهای خود را با تولیدات بیگانه پر می کنند اما می توان با همکاری و همفکری همه دستگاه ها و قشرها فرهنگ اصیل و بومی خود را مطرح کرد. وی ضعف بدنه کارشناسی در حوزه های مختلف دستگاه های فرهنگی، کمبود نظارت در اجرای قوانین و مقررات، نگاه صرف اقتصادی به بسیاری از حوزه های فرهنگی وهنری، نبود الگوی مشخص در این بخش، کمبود شدید اعتبار و زیرساخت های فرهنگی را از نقاط ضعف فرهنگ و هنر در استان عنوان می کند.